خوانندگان وبینندگان گرامی وبلاک چاکه های سرخ!
ضمن عرض تسلیت فرارسیدن ایام محرم وعاشورای حسینی به تمامی شما علاقه مندان عزیز ، توجه شما را به مقاله ارسالی یکی از هموطنان که به همین مناسبت تهیه شده ، جلب می نمایم .
امید که رضایت خاطر شما عزیزان را به دست آورده ، مورد لطف خدای منان قرار گیریم .
یاحق
محرم ماه حماسه ای تاریخ بشریت
بسم الله الرحمن الرحیم
به اعتراف تاریخ ، در تاریخ بشری حادثه ای حماسی تر از واقعه خونین وغمبارکربلای 61 هجری رخ نداداه است . راز ماندگاری حادثه کربلا نیز درهمان حماسی بودن آن است که هر یک از قهرمانان حادثه و در راس آ ن سید و سالار شهیدان حضرت امام حسین علیه السلام از جمع مردان وحضرت زینب سلام الله علیها در جمع زنان ،دریک نیم روز تاریخ از خود شهامتی نشان دادند که درجه اعلای عشق و ایثار در راه معبودرا به نمایش می گذارد. و با این عملکرد انسانی خود ، این حادثه خونین تاریخی را جاودانگی بخشیدند.
شاید درگذشته تاریخ ، حوادث خونین تر و فاجعه آمیزتر از حادثه کربلا – چه از نگاه تلفات انسانی وچه ازنگاه نحوه برخورد با کشته شدگان و اسرا- کم نباشد ، ولی حادثه کربلا در بین تمامی حوادث بشری در تاریخ ، بی همتا وکم نظیربوده وهست. چراکه حادثه کربلا صرفا یک واقعه ای بدون فرار از وقوع ان نبود ، بلکه یک واقعه وحادثه ای پیش بینی شده و اگاهانه بود که رهبری کننده ان برای اصلاح بشریت ،چاره ای جز جان بازی در راه معبود نداشت !
امام حسین ع ،وقتی در اواخر سال 60 هجری از مدینه منوره به سوی مکه شریف عزیمت نمود و یا اعمال حج را که برای مسلمانان بسیار مهم است نا تمام گذاشته به سوی کربلا حرکت کرد ، ان هم با زنان و کودکان ،می دا نست که این سفر پایانی جزکشته شدن او و یاران او و اسارت زنان و کودکان یتیم ندارد،ولی او به فراست در یا فته بود و به علم امامت یقین داشت که دین جدش (حضرت محمد مصطفی ص) جز با ریختن خون او ، آن هم به دست مدعیان پیروی از این دین ،زنده نمی ماند. لذاکشته شدن خود و جوانان و یاران خود و اسارت خانواده خودرا ترجیح داد به اینکه زنده بماند و دین اسلام که برای آن ،آن همه جان فشانی شده بود ،بمیرد! پس او کشته شد تا دین بماند. این است راز ماندگاری حادثه کربلا ، چون دین زنده ماند ، حسین ع هم زنده ماند !
هر چه زمان می گذرد و رسانه های خبری –به خصوص اینترنت – جهان را کوچک می سازد اهمیت حادثه خونین کربلا و انگیزه های عاملین آن بیشتر درک می گردد. که چگونه یک حادثه خونین نیم روزی ، توا نسته است به درازای تاریخ بشریت عمر کندو هر روز بیشتر از روزقبل زنده تر باشد. در حالی که در سال 61 هجری قمری ، جهان در حدی بسته و در غفلت رسانه های خبری قرار داشت که وقتی اسرای کربلا وارد شام شدند، مردم شام (سوریه امروز) تصورشان این بود که اینها خارجی اند ،یعنی خارج از دین اسلام ، نه این که بدانند اینها اعضای خانواده پیا مبر شان اند، پیامبری که هر روز نام آن در مناره های مساجد بلند می گردید و در تمامی خانه ها در نماز به زبان ها جاری می گشت . ولی خانواده او به عنوان خارجی وارد شام سا خته می شوند.
این گزارش حکایت از آن دارد که دین اسلام روح خود را از دست داده بود و پوسته آن توسط شیادان دغل مورد سواستفاده سیاسی قرار می گرفت . مردم نماز می خواندند،حج می رفتند ، روزه می گرفتند ولی از حقیقت دین دور بودند .امام حسین ع با درک این حقیقت تلخ ،یک واقعیت تاریخی را به نمایش گذاشت تا این حقیقت کتمان شده افشاء گردد که به راستی هم افشاء شد که این مقاله مجال بحث و بررسی آن را ندارد. این قلم می کوشد به شکل گذرا توجه اهل خرد را به ماهیت حادثه جلب کند ، نه این که صر فا" از حادثه کربلا آن شکل ظاهری و تفننی آن که امروز رایج شده ، مورد بررسی قرار گیرد.
ما باید به عمق فا جعه کربلا دقت کنیم ،به مسخ شدن انسانیت توجه کنیم،چرا؟ مردمی که امام حسین راکشتند ، بیگانه با او نبو دند ،اکثرا" او و خانواده او و ارتباط او را با رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم به خوبی می دانستند.همانطوریکه دراین حادثه خونین کشته شدن آگاهانه وباشناخت قبلی صورت گرفت ، کشتن هم آگاهانه وبا شناخت طرف مقابل بود. نه اینکه قاتلین ویاعاملین فاجعه ، امام حسین(ع) ویاران اورا نمی شناخته اند.
صرف نظراز عمق فاجعه که یک حادثه جنایی را ترسیم می کند،این پدیده یک رویداد سیاسی – تاریخی بود که ریشه در بافت جامعه قبایلی اعراب قبل ازظهور دین مقدس اسلام و جنگ های فاتحان مسلمان با مشرکان داشت.که متاسفانه در شرایط کنونی ،بیشتر وعاظان صرفا به خود حادثه می پردازند نه به انگیزه ها و پیامدهای حادثه !شاید کمتر واعظی ،چون علامه شهید بلخی به عمق فاجعه کربلا رسیده باشد ایشان فریاد می زنند که:
تا سیس کربلا ،نه فقط بهر ماتم است
دانش سرای مکتب اولاد آدم است
از خیمه گاه سوخته ، تا ساحل فرات
تعلیم گاه رهبر خلق دو عالم است.
اصغر به سوی معرکه رفتن ، به دوش باب
درسی پی حصول حقوق مسلم است
هر قطره خون ز حنجر آن طفل شیر خوار
به زخم های پیکر اسلام مرهم است
زینب چو دید نعش برادر ، خطاب کرد
بر خیز بین ، که بعد تو ما را ،که محرم است
بلخی خوش باش ،که تعریف بحر عشق
بیرون زحد قدرت و نیروی شبنم است (1)
وا قعیت هم همین است که مانباید صرفا" به عزاداری ایام محرم (دهه اول محرم) بسنده کنیم ، بلکه باید به عمق حادثه ای کربلا دقت نماییم که چرا این حادثه رخ داد؟ودلیل آن چه بود؟واگررخ نمی دادچه می شد؟ امروزکه جهان به اثراختراعات جدید به دهکده ای تبدیل شده ، مسئولیت مدعیان و متولیان دین و مذهب بیش از گذشته به پیام رسانی درست ودوراز شبهه و ابهام به جهانیان ، احساس می شود.تا جهان تشنه ای حقیقت را سیرآب کنند ،نه اینکه برگذاری مراسم عزاداری امام حسین (ع)نه تنها برای جهان خارج ازدین اسلام جاذبه نداشته باشدکه حتی برای پیروان خود این نیز مسئاله سازباشد!
بناء"مراسم عزاداری ایام محرم نباید تنها درانحصاراهل تشیع باشد،چراکه امام حسین (ع)نواسه ای پیامبراسلام است وجان خودرا برای نجات دین مقدس اسلام فدا کرد.لذا امام حسین (ع) نه تنهابه تمام مسلمانان بلکه به تمام بشریت آزادیخواه و حقیقت جو ارتباط دارد.
بنابراین ، امام حسین (ع)واقعه ای کربلا راخلق نکرد که بین مسلمین تفرقه ایجاد کند،بلکه به این خاطر خود وخانواده اش را قربانی ساخت تا اتحاد مسلمانها حفظ شود و روح اسلام عزیز زنده باشد.پس کسانی که به نام شیعه ویا سنی ازعزاداری امام حسین (ع)سئواستفاده کرده، زمینه ای اختلاف مسلمین را فراهم می سازند ، در حقیقت نه شیعه اند ونه سنی!بلکه دشمن امام حسین (ع) ومخالف اسلام اند واگر دشمن ومخالف هم نباشند جاهل به مرام امام حسین (ع) اند.
با اینکه ، از حادثه خونین عاشورای 61 هجری 1376 سال قمری فاصله داریم ، ولی نحوه برخود با عاشورای محرم درشرایط کنونی و عصر کامپیوتر، چندان فرقی باگذشته تاریخ ندارد!به طور مثال حوادثی که سال قبل در عراق و افغانستان در روز عاشورا اتفاق افتاد، همان چهره کریه تاریخ جهل وخشونت را به نمایش گذاشت که مایه تاثر وتائسف جهان اسلام گردید.و این خود شاهد این مدعا است که مرام اماام حسین (ع) تا پای جهان زنده است ،چراکه خوی یزیدی در برخی سینه جا دارد!لذا تا ابد بین روشنی و تاریکی نبرد وجود خواهد داشت.
به امید اینکه ، ایام محرم و عاشورای حسینی زمینه ساز آگاهی وبیداری مسلمین و تمام بشریت تشنه ای حقیقت گشته وصلح و همدلی را فراهم سازد. مقاله را با آوردن شاهد مثال از اشعار واعظ بزرگ کشورمان علامه شهید بلخی به پایان می بریم که نیم قرن پیش می سرایند:
ای که درکرببلا،کرب وبلا پاشیدی
جان فدای تو،که این تخم به جا پاشیدی
درعشق کسی ،چون توزهستی نگذشت
بذر توحید، زخون شهدا پاشیدی
هرطرف غنچه ی ایمان ،به چمن می خندد
تاتوبرچهره ی ما،اشک عزا پاشیدی
خوب دانم ،که چرا خم نشود،قامت عشق
که در آن ، معرکه ،بس قد رسا پاشیدی
آن نه خون بود،که از شیشه حلقوم توریخت
زخم آزاد منش را، تو دوا پاشیدی
حفظ دین ،رونق قرآن ،زدعا مستغنی است
کزسرنیزه، اجابت به دعا پاشیدی
* * *
می وزدتا به ابد، نغمه ی آزادی ازآن
خون اصغر چوگرفتی به فضا پاشیدی
* * *
شمر اگر زاتش کین ، خیمه و خرگاه بسوخت
لیک ،در گلشن دین ،آب بقا پاشیدی
***
رمزخون تو،هنوز ازگل بلخی پیداست
من ندانم که دراین خاک ، چه ها پاشیدی(2)
1- شهید سید اسماعیل بلخی – خروش آزادی – آرگان نشراتی سیدجمال الدین حسینی ( مجله حبل الله ) سال 1374 –تهران ، ص 48 .
2- همان مدرک ص 179